عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
86
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
اندر آنجا بود ، با چند تن [ 1 ] از بزرگزادگان روميان . آن حصار را بكشاد ، و ايشان را اسير گرفت ، و مالى عظيم از آنجا برداشت از زر و سيم و مرواريد و ياقوت و جواهر و متاع و فرش [ 2 ] و سلاح . پس قيصر رسول فرستاد و صلح خواست و خراج و ساو و باژ [ 3 ] بپذيرفت ، و وثيقتى كه بايست بكرد و از آنجا بازگشت و بنشست [ 4 ] و پنج پادشاه به يك روز به خدمت او پيش آمدند ، و رسولان آمدند : از ما رسب [ 5 ] شاه هندوستان و خاقان بزرگ شاه تركستان ، و شاه سرنديب [ 6 ] با هديههاء بسيار ، و ساووباژ [ 7 ] بپذيرفتند ، و همه ملوك جهان او را مسخر گشتند . و خاقان بزرگ دختر [ 8 ] خويش بزنى به دو داد ، و او مادر هرمز بود ، و
--> [ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : چندين . [ ( 2 - ) ] هر دو : فرس . [ ( 3 - ) ] هر دو : باز . ساو و باژ به معنى زر باج و خراج است . [ ( 4 - ) ] اصل : نيست ؟ ب : بشست ؟ [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه : در ( ن ) اين كلمه را در متن به بهارت تبديل كردهاند ، و در حاشيه گويد : در مجمل التواريخ و القصص ( ص 109 ) گروهى از خاندان پادشاهى هند را بنام خانوادگى بهارت ياد كردهاند و احتمال بسيار ميرود كه كلمهء مارسب كه در متن آمده تحريفى از همين كلمهء بهارت باشد . نام پادشاه هند را كه معاصر نوشيروان بوده در همه مآخذ ايرانى دابشليم نوشتهاند و چون پس ازين نام پادشاهان تركستان و سر نديب هم نيامده ظاهرا در متن دابشليم نبوده و عنوان سلطنتى پادشاه هند بوده است كه تحريف شده ( تم كلامه ) در مروج الذهب و طبرى تصريحى بنام پادشاه هند موجود نيست ، فردوسى او را راى هند گويد . چون براى تبديل متن سندى بدست نيامد ، آن را بر حال خود گذاشتم . [ ( 6 - ) ] هر دو : سرانديب . [ ( 7 - ) ] هر دو ، باز . [ ( 8 - ) ] اصل : دخر ؟ در مروج مسعودى ( 1 ر 225 ) و زوجه خاقان ملك الترك با بنته و ابنة اخيه . ولى قول جمهور مانند مجمل و طبرى و فردوسى دختر است ، كه نام او را مسعودى فاقم نويسد .